محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

آدم های ناگزیر

جمعه, ۲۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۴:۳۳ ب.ظ
روز ها تند تند می گذرند تند تر از دوران کودکی خیلی تند تر ، انگار مسابقه ای است و هر روز یک روز به خط پایان نزدیک تر می شود - روزهای کوتاه ، آه های عمیق، درد های صریح ... دیار ما غروب هایش سرد تر است ،دیوار آسمان خراش هایش گویی دل آسمان را هم خراشیده - هر چقدر این دیوار ها بلند تر می شود مردم از هم دورتر می شوند - فاصله ها با افزایش سرعت ادم ها در حرکت دور تر می شوند - در شهر شلوغ من هر روز تعداد بیشتری از ادم ها غریب می شوند - غریب در میان تعداد بسیاری از ادم ها - ادم هایی که هر کدام یک دغدغه دارند - خودشان - از صبح می دوند و کار می کنند و سر هم کلاه می گذارند و کلاشی می کنند  دروغ می گویند شایعه می سازند توهین می کنند و می زنند و می کوبند و تقلا می کنند برای یک وعده غذا و جمع کردن تکه هایی از دنیایی که قرار نیست به انها تعلق داشته باشد و در آخر باز غریب اند و تنها و محصور در حصار بی کسی - بی کسی های پنهان - غربت های نا گزیر ، حاصل زیستن در میان ادم هایی که خودشان را گم کرده اند ..... آدمهای ناگزیر
  • معصومه نیکبخت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">