محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۳ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

همه خانواده رفتند مسافرت و من خونه تنها موندم - با یه مرغ مینا که گهگاه لغتی رو تکرار می کنه ....تنها موندن خیلی خاصه ... نمی تونم بگم بده  مطلقا نه فقط خاصه -  یه جورایی ادم خودشه و خودش - خودش با خودش خلوت می کنه با خودش حرف می زنه و جواب می گیره ... گاهی لبخند می زنه و گاهی فکر می کنه ... گاهی هوس می کنه بره به گذشته و لحطاتی اونجا سیر کنه و گاهی بر می گرده به لحظه حال و تیک تیک بی امان ساعت ...آدم هایی که تنها می مونن یه بار دیگه هبوط می کنند به عالم دیگه - یه جایی تو دل همین دنیایی که توشیم ... دنیای اونها خلاصه تر از بقیه است و شاید قشنگ تر ... باید اجازه داد به حقیقت که در مقابل ادم قد علم کنه ... باید گستاخ و بی پروا تو چشم هاش خیره شد و بهش لبخند زد ... هیچ چیز نمی کنه بد باشه تا وقتی که نگاه ما عینک کدر تاریکی رو روی دیدگانش نزده ...اگر مقدره از این دنیا باز هبوطی دیگر داشته باشیم بهتره اینبار با لبخند در دنیای جدیدمون متولد بشیم ... سلام زندگی
  • معصومه نیکبخت
فکر می کنم توان فکر نکردن بهترین توانایی هاست گاهی ... گاهی که دور می شود آسمانت و سخت می شود زمین ... گاهی که گلویت سخت از بغض می شود و زبانت واژه های ناتوان را به سخره می گیرد... گاهی باید فکر نکرد باید به سینه هر چه اندیشه هست دست رد زد و ماند در همین لحظه ناگزیر بودن ...  ه م ی ن    ل ح ظ ه   ه ا ی   گ ر ی ز ان
  • معصومه نیکبخت
گران ترین تجربه ای که در زندگی کسب کرده ام ترجیح سکوت به سخن است ... در بسیاری از مواقع زمانی که سخن گفتن جز برونفکنی ابلهانه ناملایمات و اندوه های درونی نیست سکوت بسیار بهتر است ... ما اسم اش رو می گذاریم درد دل کردن ... گمان می کنیم به اشتراک گذاشتن غم هایمان و افکاری که ازارمان می دهد با دیگرانی که یاد گرفته اند کمترین اهمیتی به ناملایمات زندگی دیگران ندهند ... در واقع این اشتراک گذاشتن از اندوه ما نمی کاهد بلکه وقتی حرف های مکونات قلبت را با یکی در میان می گذاری که میان سخنت رویش را به طرف دیگری می کند بحث را عوض می کند و می رود یا کسی که صاف و بی احساس در چشمانت نگاه می کند و آخرش می گوید " چه می دونم والا..." و باز می رود یا هر کس دیگری که قرار نیست کوچکترین تلاشی برای کمک به هضم ناملایماتت بکند این گفتن فقط خوار کردن خودتت است ... سالها پیش این گونه نبودم و حرف هایم مدفن امنی داشت در عمق سینه ام یا جایی میان برگه های بی زبان و راز دار ... گاهی صبر آدم سر می رود و آدم آدم نمی ماند .... شاید هنوز خیلی دیر نباشد برای تمرین دوباره به آغاز سکوت ... سکوت بهتر از هر سخنی است وقتی سخنت قرار نیست آجری باشد برای ساختن بنای شخصیتت ...
  • معصومه نیکبخت