محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

امروز ده دقیقه تو آینه نگاه می کردم - می خواستم با دید دیگه ای نگاه کنم ... نه تکراری ... با دقت که به خودمان می اندیشیم می بینیم که ما ، ما نیستیم ... نمی توانم بپذیرم که آن چهره که در اینه است منم ... قدیم تر ها ساعت ها به دستانم نگاه می کردم ارتباط غریبی داشتم با جسمم و در آخر کار گیج و مبهوت می ماندم در اینکه من کی هستم ...پذیرش اندیشه مادی گرایان برایم عجیب و شگفت آور است... هیچ وقت نتوانستم بپذیرم که من همین هستم که می بینم و همان که بقیه می بینند و نمی دانم آیا همان که بقیه می بینند از من همان است که خودم می بینم یا متفاوت است ...آینه ها نادرست ترین معانی را به ما القا می کنند و ما فراموش کردیم که هیچ پیرایه ای برای این ابزار عاریتی که حملمان می کند ما را تغییر نمی دهد نفهمیدیم این ابزار وسیله ماست و نه ما وسیله او و او در خدمت ماست و نه ما در خدمت او .... یادمان نماند که خودمان را سپردیم به تیغ جراحان تا بینی مان را عوام پسند تر کند صورتمان را پیرایه بستیم و حواسمان به خودمان نبود ما خود خودمان را رها کردیم بی پیرایه بی نما بدون زیبایی و بعد همان خود فرو پاشیده و پیر و درمانده مان را با خود به نا کجا ابادی می بریم که از انجا همین دیروز امدیم و گمان می کنیم قرار است معجزه ای اتفاق بیافتد و در آنجا این خود مفلوکمان شاد تر باشد و زیبا تر و بهشتی تر همان خودی که رهایش کردیم و هرگز در اینه ها ندیدیم اش ...  اگر روزی بیاید که ما به اینه نگاه کنیم و کسی را نبینیم آن روز خودمان در مقابل آینه ایستاده ایم

  • معصومه نیکبخت

امروز با دوستان صحبت سر زلزله بود و اینکه اگر زلزله ای مثل زلزله بم تهران را گرفتار کند رهایی از آن ممکن نیست ... نمی خواهم به این ممکنات که به هیج وجه محال نیست فکر کنم ... هراسی از مرگ ندارم ولی از تنهایی زنده ماندن می ترسم ... ما آدمها ... نمی دانم به چه پشتوانه ای این همه جسوریم ... توان دفع هیچ خطری را از خود نداریم و باز بر همانیم که بود ... مرگ همچون سایه ای در پرتو آفتاب ما را رها نمی کند ... هر لحظه و در هر مکان همنشین ماست و ما خود را به تغافل می زنیم ... حواسمان نیست که او حواسش به ما هست و این گردونه ی هزار رنگ چرخه بلاهاست ... باید لبخند زد و هر لحظه را شاد بود ولی بهتر است به هیچ چیز در این عالم عادت نکنیم


 

  • معصومه نیکبخت