محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۴ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است


خورشید وقتی که می تابد نمی پرسد که چه کسی زیر آفتاب ایستاده است. از زیر سایه بان تنهایی مان که بیرون بخزیم زیر آفتاب ایستاده ایم. زیر آفتاب؛ گرم و مهربان و همیشگی، خورشید باش که آفتاب محبتت همه را گرم کند. خورشید باش، برای همه آنان که زیر آفتاب ایستاده اند . سایه نشینان که دیوار کشیده اند بین خودشان و تو، از گرمای تو کم نمی کنند تنها خودشان را در سرما محصور کرده اند.

دنیای ما بدون گرمای خورشیدهایش تل خاکی بی ارزش است که ارزش ماندن ندارد.

  • معصومه نیکبخت


خوشا به حال باران، وقتی که عاشقانه می بارد وقتی که بوسه می زند به دست های نیاز زمین، وقتی که جلوه ای می شود از تقدیس الهی عشق - خوشا به حالت باران، می باری و آسمان بعد تو آبی می شود و شفاف - در سرزمین من چشمهایی هست که همیشه بارانی است ولی هیج گاه آسمانشان آبی نمی شود اهالی سرزمین من رویا را از یاد برده اند عشق را فراموش کرده اند و غبار هزار سال طوفان به دلهایشان نشسته است  دست هایشان دیگر بوی خاک باران خورده نمی دهد - دیگر نبار باران اینجا کسی تو را نمی بیند اینجا تنها به باریدنت عادت کرده اند 

  • معصومه نیکبخت

"حرف هایی هست برای نگفتن، حرفهایی که تن به ابتذال گفتن نمی دهند" ... حرفهایی هست که در هزار توی پستوی دل مجال تجلی ندارند و می مانند ... هزار سال اسیر و غریب... پرواز را در بند بند سکوت از یاد برده اند و چشم های انتظارشان همیشه در راه واژه هایی می ماند که هرگز خلق نشده اند ...  واژه هایی  که فراتر از معانی متجلی می شوند و تا بی نهایت به درازا می کشند  ... این حرف ها تنها می مانند در سکوت زندگی می کنند و تنها در نگاه امتداد میابند ... همیشه حرف هایی هست برای نگفتن 

  • معصومه نیکبخت


بودن سخت است - باید باشی باید هم نفس بکشی هم نفس باشی هم از جنس آفتاب باشی هم از جنس خاک- باید غم هایت را لبخند بزنی و فریاد هایت را سکوت . باید در عین نبودن باشی وقتی که نبودن در بودنت حل شده و بودنت پوسته ای است پوسیده از تناقضات -شاید در این وادی پیر دلیلی برای ماندن نمانده - این روزها بد جوری دلم هوای نبودن کرده ..... کاش زودتر بیاید آنکه باید بیاید

  • معصومه نیکبخت