محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۴ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

من فقط می روم- وداع دلگیر تر از آنست که التیام بخشد-گاهی برای ماندن باید رفت - وقتی به جایی رسیدی که بودن ات عادت شد نباش- هیچ کس به عطر اقاقیا عادت نمی کند .... 


 

  • معصومه نیکبخت

هیچکس سرش آنقدر شلوغ نیست که زمان از دستش در برود و شما را از یاد ببرد همه چیز برمی گردد به اولویت های آن آدم اگر کسی به هر دلیلی تو را یادش رفت فقط یک دلیل دارد تو جزو اولویت هایش نیستی   -پائولو کوئیلو -

سعی کردم عزیزان ام و بعد دوستان ام و در آخر خودم ترتیب اولویت های زندگی ام باشند - اما همیشه درجه آخر اولویت را داشتم برای همان اولین ها .... از یکی از صمیمی ترین دوستانم خواسته بودم به یکی از دوستانش برای هماهنگی مسئله ای تماس بگیرد ... فکر می کنم طی سه ماه قریب 12 بار یاد آور شدم ولی هنوز تماس نگرفته تا اینکه امروز با حالتی طلبکارانه از او خواستم تماس بگیرد ... بعد پشیمان شدم و با خودم گفتم من حق نداشتم با این لحن از او بخواهم ... بین توقع این که کمترین ارزشی قایل باشد در حد یک تماس تلفنی برای کسی که در آخرین درجه اولویت اش قرار دارد و درد اینکه کسی که در درجه اول اولویت برای من قرار دارد در درجه اخر اولیت اش هم قرار ندارم مثل درمانده ای بودم که ناگهان از خواب می پرد و شب و روز را گم کرده است ... نمی دانم شیوه زندگی من غلط بوده یا این تعداد زیاد آدمی که برای ارتباطات شان با ادم ها ارزشی قایل نیستند ... 

  • معصومه نیکبخت
مدتی است دارم به ممکنات فکر می کنم ... ما خودمان ممکن بودیم ... بودن ما ... بودن همه هر چیزی که می بینیم ... پس هست ... هر چیزی که در تصور ما گنجانده می شود می شود باشد - ممکن است باشد - امر واجب الوجود وقتی به وجود ممکن تعلق بگیرد موجود می شود ... وجود تعداد بی شماری آدم ... در قرآن می خوانیم خداوند آدم را آفرید از گل ... کداممان را گفته ... همه ما از گل ایم همه ما یکی هستیم ، یکی که به گستره ی زمین و در امتداد زمان گسترده شده ... یکی برای زمین ... شاید یکی هم برای هر کدام از بی نهایت زمینی که در پهنه جهان نا متناهی گسترده شده ... چه چیز می تواند مانع این شود که باور کنیم وجود ندارند ... خیلی ها می خواهند ثابت کنند که شاید وجود دارد و من می گویم چه منطقی می تواند به ما بقبولاند که آنچه می توانیم تصور کنیم وجود دارد وجود ندارد ...انسان - خلیفه الله بر روی زمین ...کدام زمین ؟... روزی خواهد آمد که اسرار آسمانها و زمین  ... آشکار خواهد شد ...روزی که انسان به حقیقت خلافت خود و قدرت خود پی ببرد "اى گروه جنیان و انسیان اگر مى‏ توانید از کرانه ‏هاى آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید پس رخنه کنید [ولى] جز با [به دست آوردن] تسلطى رخنه نمى ‏کنید"(الرحمن 33)
  • معصومه نیکبخت

خورشید ....دستم را بگیر ... این روزهای عبث، نیمه شبی است بی بدیل که سر سحر شدن ندارد... خورشید اینبار از مغرب طلوع کن ... مغرب سیاه سالهاست که روی هیچ طلوعی به خود ندیده است ... بی پناه تر از هر سفینه ای است زمین من ... خاک سرگردانی که دور افتاده است از زمره انوار طلایی ... از جماعت ستارگان ... دیرگاهی است که این خاک پابوس سیطره آدمیزادی است که خود پرورده اش و اینک طلوع را از یاد برده ... دستم را بگیر که تشنه ام .... تشنه طلوع 

  • معصومه نیکبخت