محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

نمی دانم جاذبه سیب بود یا زمین که تو را زمینی کرد 

گیسوانت گمانم با باد همدست اند
چشمانت زمزمه تکراری باران 
نگاهت آفتاب آرام صبحگاه
و دستانت بخشش مهربان دریا
اگر خراشیدی از گاهی خاری بی گدار

در این پهنه نا آرام

به آسمان نگاه کن
حوای من 
زمین همچنان گرد است 


  • معصومه نیکبخت
نخستین روز ازل بود که تو را دیدم - من بودم و تو - تو بودی و من- نه آسمان نه زمین نه آفتاب - نه تکاپوی شدن نه هیاهوی بودن - من بودم و نور - نه  سایه و نه سکوت  - من بودم و عظمت عشق تو - در آن غروب دلتنگ هبوط - من بودم و زمین و آسمان و سکوت - من بودم و تکاپوی ماندن هیجان بودن - از خاطرم رفت که خواستی زمین را و آسمان را و آفتاب را تا نشانت دهم همانم که گفتم - همانم که خواستی - همان که می خواستیم

آفتاب که باز بدمد شاید قاصدکی به یادم آورد آن روز دل انگیز نخستین را


  • معصومه نیکبخت

در این عالم ، ما سایه ایم ... سایه هایی مبهوت در میان ابهامی نا گزیر ، با هم و تنها ، سایه هایی که به کور سویی نور زنده اند نه به دیوار ... و عشق به گمانم همان نور است ... تکه ای زمینی از بی نهایتی فراگیر ... تکه ای که برای سایه ها زمینی شده ، اهلی شده ... تکه ای که توانستیم لمسش کنیم شاید گاهی درکش کنیم ولی قدرش را ندانستیم ... کور سوی نوری که به آن زنده ایم

  • معصومه نیکبخت

آدمها خراشت می دهند -درست زمانی که نیاز به مرهم داری - بعد ساده رد می شوند از کنارت - این جاده ها بوی زخم هایی را می دهند که هرگز مرهمی به خود ندیدند و زیر باد و باران و تگرگ حوادث خشکیده اند - اگر از کنار عابری گذشتی تنها.... بگذر - شاید صدای پایت آرامش کند

  • معصومه نیکبخت

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد - تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس .... زمانی مانوس بودم با حافظ  و گاهی تفال می زدم به این دیوان ارزنده ولی طولانی مدتی است که تفالی نزده ام .... داشتم فکر می کردم چیزی که باعث می شود تفال بزنیم امید است به تحقق آنچه در ذهن تصویر می کنیم ... بدون این تصاویر بعید تفالی صورت نمی گیرد

  • معصومه نیکبخت

ای رفتــه باز آی و نــکو دار فـــال ما

ما خسته ایم زان که نمانَد مجــــال ما

ما مانـــدگان راه نوردیم و ره نشــــین

تدبیــر چیست در پس تحویـل حـال ما

  • معصومه نیکبخت