محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

اگر روزی حس کردی که زمانه جفاکار با بندهای سخت بالهایت را بسته است آینه ای بردار و به هستی که در اوست نگاه کن و لبخند بزن ... در این سرای مکاره هزار رنگ هیچ بندی نیست که توان اسارت روحت را داشته باشد جز خودت ... بندهایی که می تنیم با تارهای منیت مان تارهای ناموزون، نفسانیات و تارهای تکبر ... نمی دانم در میانه این زمان بی آغاز و بی پایان آغاز خلقت کجا بود و پایانش کجاست ولی گمانم انسان را که خلق کرد کسی نمی دانست که مقدر است خودش حجاب خود شود ... چو از میان برخیزد آفتاب طلوع خواهد کرد

 

  • معصومه نیکبخت


تنهایی درد نهفته ای است که بسیاری از آدم ها به آن دچارند - دردی که درمان آسانی دارد ولی داروی کمیابی - انسانی را می خواهد که روح ملموسی داشته باشد - یک روح آشنا ....بیش از 7 میلیارد و 46 میلیون نفر انسان روی کره خاکی زندگی می کنند، 78 میلیون نفر در ایران و 12 میلیون نفر در تهران...

اما در میان این جمعیت عظیم بسیاری از آنها همچنان به این درد مبتلایند ... روح های آشنا در این کره خاکی گم شده اند - از هم دور افتاده اند - در جستجوی یکدیگر تقلا می کنند ولی مگر چقدر احتمال دارد که دو روح آشنا در میان هفت میلیارد و 46 میلیون روح دیگر یکدیگر را بیابند ... تنهایی آدم ها در این جمعیت عظیم عجیب نیست بلکه تنها نبودن آدم هایی عجیب است که روح گمشده خود را یافته اند ... یک روح برای یک عمر آرامش...

  • معصومه نیکبخت

نبودنت را بودم و بودنم را نبودی یکی بود یکی نبود قصه ها را که می گفتند آنکه بود من بودم و انکه نبود تو بودی ولی می دانم روزی می رسد که نه من هستم و نه تو- آنروز قصه های کودکی هایمان به غیر از خدا هیچکس نبودشان می رسند و من به تو -آنروز هر دویمان یک نقطه اشتراک داریم نبودن

  • معصومه نیکبخت
گاهی حس می کنم حرف هایی هست که باید به کسی بزنم ولی گمانم صفحه های سفید گوش های شنوا تری دارند . همین صفحه های سفید بی آزار که هزاران سال است گوششان بده کار حرف هایی است که هیچ بنی بشری ساز شنیدنشان را کوک نکرده است ... آدمها....این غریبه های آشنا ... مدت هاست تکاپویی برای مهرورزی ندارند....
  • معصومه نیکبخت