محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

امروز فکر می کردم تنها کسی که با من ادمی می ماند بی آنکه به نیازی و حاجتی و دردی تو را بخواهد ، تو را می خواهد - تنها کسی که به درد دلت گوش می کند بی آنکه نا مردمی دلش را سنگ کند بی آنکه در نا امیدی تنهایت بگذارد - بی آنکه دلش را بزنی بی انکه از شنیدن و تسلی دادنت خسته شود خدایی است که آنقدر به مهربانی او خو کرده ایم که چون باورمان نمی شود ممکن است از دستش بدهیم فراموشش می کنیم و ناگهان در همان روز هایی که آسمان و زمین سخت قلبمان را می فشارد باز به یادش می آوریم - الهی توان بده به هیچ بنده ای دل خوش نکنیم توان بده امیدمان به نگاه آفریدگان ناسپاس و مغرورت نباشد - توان بده بگذریم از آدمها از مخلوقات خود بینت که جز خود کسی را نمی بینند حتی عشق هایشان بوی خود خواهی و منیت می دهد - توان بده به آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین خالصانه عمل کنیم - الهی به امید تو

  • معصومه نیکبخت

آدمی مجموعه ای است گریز ناپذیر از صفات - صفاتی که گاهی خوب متجلی می شوند گاهی بد - اما جز خیر در این عالم به وجود نیامده و این بنی بشر خلیفه الله است که چون خداوند توان تجلی دارد - صفتی می تواند بیشتر از تعادل اش متجلی کند و اینگونه کژی زاده می شود - این تجلی می تواند حاصل یک لحظه باشد - یک لحظه هجوم نفس - یک لحظه وسوسه منیات - یک لحظه فقط یک لحظه غفلت - به قول خواجه رومی : من ز مکر نفس دیدم چیزها - کو برد از سحر خود تمییز ها .... دلم می گیرد گاهی از کژی خودم در همان یک لحظه ها - و از تمام خودم که خود را قضاوت می کند - شاید همین قضاوت خودم مهم تر باشد از نگاه دوستان که این می ماند و آن گذراست - ما  آدم ها یاد گرفته ایم هم را قضاوت کنیم - یاد گرفته ایم همان را ببینیم که می خواهیم و به شدت تابع من خویشیم .... نمی ماند از همرهان هیچ بر جای - دلم خون شد از غصه ساقی کجایی....

  • معصومه نیکبخت
بعضی خنجر ها از جنس یخ اند - مثل قندیل .... وقتی زخم می زنند اول درد زخم را حس می کنی و بعد منجمدت می کند ....گمانم وقت نمی کنی فکر کنی چرا !!!این زخم ها را کسانی می زنند که دست هایشان بوی گُل می دهد - گمانت شاخه گلی در چنته دارند بی خبری از خنجر تیزی که در آستین پنهان کرده اند .... ای دریغ از زندگی ... ای دریغ از عمر رفته... ای دریغ از این سفینه دوار
  • معصومه نیکبخت