محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

دلم یک صبح می خواهد

دوشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۱۹ ق.ظ

کاش می شد روزی برسد که رها شویم از قیود دست و پا گیر نفسمان - روزی که منیت خویش را جزئی ببینیم از کل این هستی لایتناهی و روحمان را در بر گیرنده تمام عالم هست

دلم یک صبح می خواهد 

جدا از وحشت و تشویش 

کنار یک درخت کهنه سال سایه گسترده

به زیر آسمان صاف بنشینم 

تو را از خاطراتم ساده بر چینم

بسان قاب های رنگ و رو رفته

که بر دیوار سردِ خانه اجدادی مادر بزرگم بود

نهم آرام در صندقچه ی از یاد رفتن ها

کنار خاطرات محو و پوسیده 

و دیدن های نا دیده

رسیدن های رنجیده

تو آنجا باشی و من در زمینی خالی از تشویش

زمانی خالی از تردید

و آرامی که بی هر خواهشی آهسته می خندد

 

 

  • معصومه نیکبخت

نظرات  (۳)

سلام دوست عزیز مطالب خیلی خوبی دارین موفق باشی.

مسعود رضایی

پاسخ:
ممنون
  • بهارک صالحی
  • دلم گرفته ای دوست...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">