محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

یک گاز جاودانگی

جمعه, ۳ مرداد ۱۳۹۳، ۰۸:۴۴ ق.ظ

تو را می نویسم -تو را می خوانم -تو را می گویم-ولی هنوز خسته ام-از همان لحظه که میوه جاودانگی را چشیدم -از همان لحظه هبوط-از همان دقایقی که خواستم زمینی شوم-از همان وقت هنوز خسته ام-خسته از حرف های نزده-کلمات ننوشته - راههای نرفته - خسته ام از دیوارهایی که تا ثریا کج کشیدیمشان - از رنگ هایی که از بی رنگ پر رنگ تر اند - از دردهایی که در حصار بی دردی ها احاطه شده اند - از امروز و دیروز و فردا ها- از واژه ها از واج ها... شاید نمی ارزید یک گاز از جاودانگی به تمام این خستگی ها ... دلم باز هوای همان بهشت را کرده است

  • معصومه نیکبخت

نظرات  (۱)


و من نیز خسته ام.. خسته شتاب ها و ملامت های آن .. خسته خستگی های حاصل از شتاب.. و مگر تو نگفته ای که گویی ما را از شتاب آفریده ای؟؟
"خلق الانسان من عجل سأوریکم آیاتی فلا تستعجلون؛(آری!) انسان از عجله آفریده شده، ولی عجله نکنید؛ من آیات خود را به زودی به شما ارائه می دهم"
نمی دانم که را باید محکوم کنم... تو را یا خودم را ؟
پاسخ:
الهی به ما آن عطا کن که لایق عطای توست نه مستجاب خطای ماست... ممنون از نظرتون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">