محرم راز

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندهای روزانه

هیاهوی بی مرز

چهارشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۳۵ ق.ظ

الهی

کاش می شد باور کنم که نیستی و من ناگهان پدید آمدم در هیاهوی بی مرز این هستی پر تلاطم و از نیستی بی پایان ناگهان بی هیچ اراده ای هست شدم و بودن را آغازیدم... باور کن در گیر و دار ناموزونی ها و نا همگنی های مردمان این عالم، همان ها که باور هست شدن ناگهانی آنها بدون هیچ اندیشه ای و هیچ فکری در پس خلقتشان کمتر آزار دهنده است تا بودن شان در پس یک حکمت زیبا و دور اندیشانه ، باور نبودن تو دلچسب تر است .... ولی نمی شود فریاد کاینات را انکار کرد و حقیقت بودن تو مانند خورشیدی است که نا دیدنش چونان کشتن نگاه است در برابر نور مطلق... و تو تا ابد می مانی و بهت من از حکمت خلقت تو شاید تا ابد مستدام نماند...


  • معصومه نیکبخت

نظرات  (۱)

زیباست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">